تبليغاتX
آسمانی های زمینی

عشق یعنی سر نهادن بر ضریح                    شستن دل از گناه ، فکر قبیح

عشق یعنی گام هشتن در صراط                  رفتن این ره تا به هنگام ممات

عشق یعنی حب معصومان دین                    از ازل تا روز محشر  ، یوم دین

عشق یعنی دامن زهرا بگیر                         تا نداده حاجتت دل وا مگیر

عشق یعنی مادر و سیلی و درد                   از کبودی روی  بگرفتن ز  مرد

عشق یعنی درد پهلو ، خون ، جنین             محسن شش ماهه برروی زمین

عشق یعنی مادرت زهرا بود                        عمه ات زینب علی مولا بود

عشق یعنی رب ما روز حساب                     بگذرد از ما به حب بو تراب

عشق یعنی مردن از درد فراق                      جان سپردن در مسیر اشتیاق

عشق یعنی اینکه باشی هر زمان                حلقه گوش مهدی صاحب زمان

                                            التماس دعا

 

این شاید اولین شعری باشه که تا حالا گفتم پس اگه از هر نظر ایرادی داشت شما به بزرگی خودتون ببخشید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 2:35  توسط محسن  | 

اون آقایی كه شبا رد می شد از كوچه‌ی ما كیسه به دوش كو؟؟
رد پای پر خراش بی خروش كو؟؟  اون آقای خرقه پوش كو؟؟

كجاست اون آقا كه پینه های دستاش مرهم دلای ما بود؟
نفس سبز نیگاهش همیشه حلال مشكلای ما بود؟

می شه یكبار دیگه سر بزنه به خونه ی ما؟
بگیره نشونی از غربت بی نشونی ما؟

موهای آقا سفیده       جوونا     كیسه رو ازآقا بگیرین
قامت آقا خمیده          جوونا      كیسه رو از آقا بگیرین

جوونا آقا بشین  زنده كنین رسم جوونمردی رو امشب
یتیما منتظرن  زنده كنین شیوه ی شبگردی رو امشب

یتیما پشت درای خونشون منتظر آقا نشستن
گوش به زنگ تق تق یه جفت صدای پا نشستن

موهای آقا سفیده    جوونا    كیسه رو از آقا بگیرین
قامت آقا خمیده       جوونا    كیسه رو از آقا بگیرین

حیدر كرار نیم    خانه نشینم ولی   

جان به فدای جگر   سوخته‌ات یا علی

دستای پینه بسته علی به همراه منه
خونه نشینی علی آتیش به جونم میزنه

تو كوله بار شعر من اسم قشنگ علیه
قافیه تنگ دلم   از دل تنگ علیه

تو كوچه‌های غربتم نشونی از مولا میدن
اهل محل سلاممو جواب سربالا میدن

به من می‌گن علی كیه؟     علی امام عاشقاست
به من می‌گن علی چیه؟     داغ دل شقایقاست

توی نجف یه خونه بود كه دیواراش كاگلی بود
اسم صاحاب اون خونه مولای مردا علی بود

نصف شبا بلند می‌شد یه كیسه داشت كه برمی داشت
خرما و نون و خوردنی هرچی كه داشت تو اون می‌ذاشت

راهی كوچه‌ها می‌شد  تا یتیما رو سیر كنه
تا سفره خالیشونو  پر از نون و پنیر كنه

شب تا سحر پرسه میزد  پس كوچه‌های كوفه رو
تا پر بارون بكنه   باغای بی شكوفه رو

عبادت علی مگه  می‌تونه غیر از این باشه
باید مثل علی بشه  هر كی كه اهل دین باشه

بعد علی كی می‌تونه  محرم راز من بشه
درد دلم رو گوش كنه   تا چاره ساز من بشه

فردا اگه مهدی بیاد   دردا رو درمون می‌كنه
آسمون شهرمونو   ستاره بارون می‌كنه

چشماتو وا كن آقاجون  بالای خستمو ببین
منو نیگا كن آقاجون   دل شكستمو ببین

دلت میاد كبوترات  تو حرمت پر نزنن؟
به سایبون دستای مهربونت سرنزنن؟

«زنده ياد آغاسی»

دانلود دکلمه با صدای مرحوم آغاسی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 17:38  توسط محسن  | 

سلام مهدی جان

حال همه ما خوب است                                                              

 خلاصۀ هرچه همین حوالی اسمت

 

 تا یادم نرفته است بگویم

خواب دیده ام خانه ای خریده ای

بی پرده ، بی پنجره ، بی در ، بی دیوار ............

می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه باز نیامدن است

اما ...... تو لااقل گاهی ، هراز گاهی

ببین این طرفها کسی بی قرارت هست یا نه

 

دیگر از این همه سلام ضرب شده بر آداب رفت و آمد مردمان خسته ام

پس کی می آیی؟

به رویای آمدنت در این خانه قناعت کنیم؟

همه می گویند کی می آیی؟

فلانی و فلانی

اوف از این روزهای کند طولانی

پس کاش کسی می آمد لااقل خبری می آورد

 

روز احتمالا اتفاقی تازه در ادامه شب است

اگر با تمام وجود بخواهی که روز شود ....... روز می شود حتما

 

اصلا ، اصلا ولش کن برویم سرمطلبی ساده

می بینی ........ چه بی قراریم به خدا

تو بگو چه وقت خوشی ؟

من که درد میکشم از دست فراق یا قلیلی کلمات اینگونه ؟

 

بی قرارم ....... بی قرارم

می خواهم بمانم ، می خواهم بروم

رو به همین عصرهای عجیب

آدینه عدالت

 

همه جا پر است ،  پر است از سوال و سکوت ، سکوت و کوپن

گلایه ، گمان ، نان ، پچ پچ این و آن ، کوچه ها ، مغازه ها ، مردمان

چادر نمازی نخ نما بربند درخت

ایوانی آن بالا ، برجی این سوتر

 

راه بلد قصه ما می گفت : دقت کنید

صدای کندن گور می آید

راستی این همه چرت و پرت عجیب قشنگ با ما چه نسبتی ، چه ربطی ، چه حرفی دارد؟

نه ............

اصلا باشد برای بعد ، تو که همه جا هستی

توی بازار ، توی صف نانوایی ، توی مزرعه های گندم فلان روستا

 

قبول نیست آقا

دیدی گمت کردم

دیدی آب آمده از سر دریا گذشت و تو نیامدی

میان ما مگر چند رود گل آلود پر گریه می گذرد

که از این دامنه تا آن دامنه که تویی هیچ پلی از اتصال دل نمی بینم

 

بعضی ها رشوه می خواهند ، رفتگرها عیدی ، رهگذران سکوت

دریغا عشق ..............

 

اتفاق خوب قشنگی در راه است

بگو بشود

به گامهای کسان می برم گمان که تویی

دلم ز سینه برون شد ز بس تپید

بیا

 

من همین من ساده که تو می دانی

باور کن

برای یک بار برخاستن هزار هزار بار فرو افتاده ام

با این همه ، عمری اگر باقی بود ، طوری از کنار زندگی می گذرم

که نه دیگر تنی برایم سالم بماند و نه این دل نا ماندگار بی درمان

 

برهنه به بستر بی کسی مرده ام .........تو از یادم نمی روی

خاموش به رسم رساترین شیون آدمی ...............تو از یادم نمی روی

گریبانی برای دریدن این بغض بی قرار ...... تو از یادم نمی روی

خوب کرده ای از یادم نمی روی

 

گریه در گریه ، خنده به شوق

گوش کن ، گوش کن

ای تو همین حوالی

در جمع من و این بغض بی قرار جای تو خالی

حالا می دانم

سلام مرا به اهل هوای همیشۀ عصمت خواهی رساند

 

از نو برایت می نویسم

حال همۀ ما خوب است

اما ، تو باور مکن

دیدار ما به همان ساعت نامعلوم دلگشا

خداحافظ ، خداحافظ

 

دانلود دکلمه متن باصدای بسیار زیبا و دلنشین 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 14:33  توسط محسن  |